رضا استادى

9

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى )

عدم تحريف قرآن از حدود سى سال پيش به فكر بودم كه با بررسى روايات نقل شده در كتاب فصل الخطاب حاجى نورى ، به گونه‌اى روشن ، ثابت كنم نتيجه‌اى كه او از نقل روايات دربارهء قرآن كريم در فصل الخطاب گرفته ، از اين روايات استنتاج نمىشود و اگر خود آن مرحوم ، دقت لازم را مبذول مىداشت و فقط به تتبع و كثرت عددى روايات دل خوش نمىكرد ، دچار اين اشتباه فاحش نمىشد . در اين باره ، يادداشت‌هايى فراهم كرده بودم ، ولى موفق به تكميل آنها نشدم . در طول اين سال‌ها كتاب‌هاى فراوانى در اين زمينه نگاشته شد كه متكفل جوانب مختلف اين بحث بود ، اما نه به طور كامل . از اين رو ، باز از انجام دادن فكر خود منصرف نشده بودم ، تا اين كه در سال گذشته ، جلد سوم كتاب بسيار ارزندهء القرآن الكريم و روايات المدرستين ، تأليف علامه بزرگوار آية الله سيد مرتضى عسكرى منتشر شد . با انتشار اين كتاب ، از تصميم قبلى خود ، منصرف شدم ؛ اما براى اين كه زحمات و يادداشت‌هايم هدر نرود ، به تدوين اين مقاله پرداختم كه اميدوارم براى خوانندگان گرامى سودمند افتد . بمنه و كرمه . يك . غالب دانشمندانى كه كتاب فصل الخطاب را ديده‌اند ، گفته‌اند كه اين تأليف ، نه فقط سودمند نيست ، بلكه زيانبار است و مؤلف آن ، از اين كه با اين اثر بهانه‌اى به دست دشمنان اسلام و تشيع مىدهد ، غافل بوده است . گواه اين غفلت ، اين كه خود ايشان ، هنگامى كه مورد اعتراض قرار گرفته ، گفته است : أخطات فى تسمية الكتاب بفصل الخطاب فى تحريف الكتاب لانى أثبت فيه أنّ كتاب الاسلام ، القرآن الشريف الموجود بين الدفتين . . .